رویای خیس
RSS
دوباره آمدی ای سیل غم نمی دانم
دگر ز کلبه ویران من چه می خواهی
جز آشیانه بلبل گلی به شاخ نماند
صبا دگر ز گلستان من چه می خواهی
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یادآوری یا نه . من از یادت نمی کاهم
تو را من چشم در راهم
هیچ کس با من در این دنیا نبود
هیچ کس مانند من تنها نبود
هیچ کس دردی ز دردم برنداشت
بلکه دردی نیز بر دردم گذاشت
هیچ کس فکر مرا باور نکرد
خطی از شعر مرا از بر نکرد
هیچ کس معنای آزادی نگفت
در وجودم رد پایش را نجست
هیچ کس ان یار دلخواهم نشد
هیچ کس دمساز و همراهم نشد
هیچ کس جز من چنین مجنون نبود
در کلاس عاشقی دلخون نبود
هیچ کس دردی نکرد از من دوا
جز خدای من خدای من خدا
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم
گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم
پر پروانه شکستن هنر انسان نیست
گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم
وقت پرپر شدنش سازو نوایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم
طبیبان بر سر بالین من آهسته می گفتند
که امشب تا سحر این عاشق دل خسته می میرد
ز هر جا بگذرد تابوت من غوغا بپاخیزد
چه سنگین می رود این مرده از بس آرزو دارد
در دادگاه عشق
قسمم قلبم بود
وكيلم دلم بود
و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان
قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد
پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ
كنار چوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم
و من گفتم به تو بگويند:
" دوستت دارم"
همتون رو دوست دارم به امید دیدار
جدیدترین قالبهای بلاگفا
جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ